جماعت سلام
متن زیر گزارش من از بلاتکلیفی پروژه چترهای سایبان صحن عتیق حرم حضرت معصومه (س) که در خبرگزاری مهر منتشر شد..
پروژه سازههای آهنین در چهار طرف صحن عتیق حرم حضرت معصومه(س) که قرار بود برای زائران در گرمای تابستان سایبان و در برف و باران زمستان نقش چتر را داشته باشند با گذشت بیش از دو سال هنوز بلاتکلیف است.
در قرن دهم هجری دختر شاه اسماعیل صفوی صحن مربعی شکل با سه ایوان در حرم مطهر حضرت معصومه (س) بنا کرد که بعدها فتحعلی شاه، ظاهر آن را تغییر داد و به شکل هشت ضلعی نامنظم در آورد.
صحن عتیق حرم مطهر کریمه اهل بیت(ع)، قدیمیترین صحن حرم است و دارای 36 متر طول 35 متر عرض و هفت ایوان شامل چهار ایوان در جنوب و سه ایوان در شمال است که البته این صحن در گذشته به صورت دو صحن کوچک بوده و از زمان فتحعلی شاه قاجار به این شکل در آمده است.
در ضلع جنوبی این صحن ایوان طلا قرار دارد و ایوانهای دو سوی آن در سه جانب دیگر شانزده بقعه از جمله مقابر دو پادشاه قاجار را در خود جای داده است.

در گذشته راه ورود به حرم مطهر از قسمت شمالی صحن عتیق بود که مدرسه فیضیه نیز در این قسمت قرار داشت و در ورودی آن سر در زیبایی متعلق به دوره صفوی مشاهده میشد.
ضلع غربی این صحن به صحن مسجد اعظم راه دارد و در ضلع شرقی نیز راهرویی صحن عتیق را به صحن اتابکی متصل میکند که در سالهای اخیر به تعداد این راهرو به منظور سهولت رفت و آمد زائران افزوده شده است.
فاصله صحن عتیق تا ضریح مطهر حضرت معصومه(ع) تقریبا 20 متر است که یکی از اهداف مسقف کردن این صحن نیز پذیرش تعداد بیشتر زائران بود.
صحن عتیق پل ارتباطی بین صحن اتابکی و صحن مسجد اعظم
اما باید عنوان کرد که صحن عتیق بیشتر محل رفت و آمد و تردد زائران است و در واقع به عنوان پلی ارتباطی، قسمت غربی حرم را به قسمت شرقی متصل میکند و جز در ایام خاص که هیئتهای مذهبی در این صحن مبادرت به برگزاری مراسم مذهبی میکنند و زائران برای شرکت در این مراسم جمع میشوند، در سایر ایام سال محل مناسبی برای نشستن و انجام آداب زیارت و نماز خواندن نیست.
با این اوصاف مسئولان وقت تولیت حرم تصمیم گرفتند به منظور توسعه این صحن و فراهم آوردن شرایطی مناسب برای نشستن زائران به فکر مسقف کردن آن بیفتند.
ادامه مطلب ...






ساعت 9 ونیم صبح بود که وزیر رسید و با همراهاش از آسانسور موسسه امام سجاد(ع) بالا رفتند و من هم از پله های پشتی تا طبقه سوم پله ها رو دویدم و زودتر از آنها به محل دیدار رسیدم.درب ورودی رو که باز کردم اولین کسی رو که دیدم علی بچه محله مان بود که چندسالی محافظ آقا است.







